"در زمین برای اهل یقین نشانه هایی بر وجود خداست.و در خود شما نیز.آیا نمیبینید؟"

 

برای دانلود با فرمت wmv کلیک کنید. حجم 12,4mb

برای دانلود با فرمت mp3 کلیک کنید. حجم4,52mb


بهترین بندگان خدا چه ویژگی هایی دارند؟

از امام رضـا(ع) دربـاره بهتـریـن بنـدگـان سـوال شـد. فـرمـود: آنان که هر گاه نیکـى کنند خـوشحال شوند, و هرگاه بدى کنند آمرزش خـواهند, و هر گاه عطا شـوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند, وهر گاه خشم کنند در گذرند.

   


 مراحل خلقت جنین

بقلم: پروفسوركیت مور

چندین سال قبل گروهی از مسلمانان اطلاعات مربوط به جنین شناسی را از قرآن استخراج كردند، سپس تمام اطلاعات قرآنی جمع آوری شده را به انگلیسی ترجمه و به پروفسوركیت مور استاد جنین شناسی عرضه نمودند. از او درخواست شد كه نقطه نظر و دیدگاه خود را در مورد اطلاعات جنین شناسی قرآن بیان كند.

 دكتر مور بعد از اینكه ترجمه آیات قرآن معرفی شده را به دقت بررسی نمود چنین گفت: اغلب مطالب جنین شناسی قرآن به گونه ای عالی و مطابق با دستاوردهای جدید و مدرن علم جنین شناسی است و به هیچ وجه مغایرتی با آن ندارد. او افزود: معدودی از آیات هم هستند كه توجیه علمی دقیقی برای آن ندارم و از آنجائیكه در نوشته ها و مطالعات جدید جنین شناسی نیز در این خصوص اشاره ای نشده است، نمی توانم در صدق و كذب آن نیز نظر دهم برای نمونه می توان به آیه:«بخوان به نام پروردگاری كه خلق كرد، پروردگاری كه انسان را از علق خلق كرد» اشاره كرد

.

كلمه علق در عربی سه معنی دارد:

1ـ زالو

2ـ علقة

3ـ خون بسته

 دكتر مور در این مورد كه، جنین، در بدو امر، مانند یك زالو به نظر می آید، هیچ پیش فرضی نداشت. او در آزمایشگاه، مرحله ابتدائی و میكروسكوپی جنین را با دیاگرام یك زالو مقایسه كرد و از شباهت چشمگیر آندو شگفت زده شد. در عین حال، او اطلاعات جدیدی  از توصیفات جنین شناسی را كه تاكنون برایش ناشناخته بود، از قرآن استنباط كرد.

دكتر مور در مورد 80 سوالی كه در قرآن و حدیث آمده بود، پاسخ گفت. تطابق متن قرآن و حدیث با آخرین دستاوردهای علمی جنین شناسی قابل توجه بود. دكتر مور این چنین می گوید: اگر این، سوالها سی سال قبل از این پرسیده می شد، من قادر به پاسخ بیش از نیمی از آنها نبودم چرا كه منابع علمی آنقدر غنی نبود.

دكتر مور كتابی به نام «تكامل بشر» تالیف و بعد از كسب معارف جدید از قرآن و الحاق این معلومات به كتاب خویش در سال  1982 چاپ سوم همان كتاب را تجدید نمود.  كتاب مذكور جایزه بهترین كتاب پزشكی با یك نویسنده را دریافت كرد. این كتاب به چندین زبان دنیا ترجمه و  به عنوان كتاب درسی جنین شناسی مورد استفاده قرار گرفت.

دكتر مور در هشتمین كنفرانس پزشكی  1981 عربستان چنین می گوید:

جای بسی خوشحالی است كه بتوانم سهمی در روشن ساختن آیات قرآن در مورد تكامل انسان داشته باشم. برای من كاملاً روشن است كه در این گفته ها از جانب خداوند یا الله برای محمد صلی الله علیه وسلم فرستاده شده است زیرا تقریباً تمامی این علوم تا قرنها بعد كشف نشده بود و برای من قطعی است كه محمد قهراً پیامبر خداست

.

دكتر جان لی سیمپسون (Dr Jan Leigh Simpson)، رئیس بخش جراحی زنان در كالج طب بیلور  هوستون امریكا اظهار می نماید: این احادیث، نمی تواند از علوم و دانش عصر محمد صلی الله علیه وسلم گرفته شده باشد (قرن 7 میلادی) و بیانات ایشان می رساند كه نه تنها ژنتیك و دین اسلام، با هم ناسازگاری نداشته، بلكه در حقیقت دین (اسلام) می تواند با افزودن تعالیم وحی به بعضی از شیوه های سنتی، علم را هدایت كند......

كه قرنها بعد، حقانیت آن به اثبات رسیده كه هم مؤید علم است و هم سندیت قرآن را كه از جانب خداوند است را تحكیم می كند.

انسان از نطفه خلق شده است:

قرآن مجید بیش از 11 بار یادآوری می كند كه انسان از نطفه خلق شده است به معنای مقدار بسیار ناچیزی از مایع (همچون یك چكه از مایع) كه بعد از خالی كردن یك پیمانه در آن باقی می ماند. این موضوع در چندین آیه از قرآن آمده است: { یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَیِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِی الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن یُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَیْلَا یَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ ذلك بانّ الله هو الحق و انّه یحیی الموتی و انه علی كل شیء قدیر*و انّ الساعه اتیه لاریب فیها و انّ الله یبعث من فی القبور.} [الحج : 5]

«ای مردم از پروردگارتان بترسید كه زلزله قیامت هنگامة بزرگی است روزی كه آن را ببینید مادران شیرده، كودكان شیرخوارشان را از یاد خواهند برد و زنان باردار بار خود را بر زمین گذارند و مردم را مست خواهی دید، حال آن كه مست نیستند، ولی عذاب خدا شدید است گروهی از مردم ناآگاه دربارة خدا به مجادله برمی‌خیزند و از شیطانهای سركش پیروی می‌كنند بر شیطان مقرر شد كه هركس با او دوستی كند به گمراهیش افكند و بر آتش سوزان رهنمونش شود ای مردم اگر از برانگیخته شدن شك دارید بدانید كه ما شما را از خاك آفریدیم. پس آنگاه از نطفه و خون بسته و مضغه شكل یافته و شكل نایافته، تا (قدرت خود را) بر شما آشكار كنیم، و جنینهایی را كه بخواهیم تا زمانی معین در رحم مادران نگه می‌داریم، آنگاه شما را به صورت طفلی برون آوریم تا به حد رشد و بلوغ برسید، در این میان بعضی از شما می‌میرند و بعضی آنقدر عمر می‌كنند كه به اوج فرتوتی و پیری می‌رسند آنچنان كه چیزی از آموخته‌های خود را به خاطر نخواهند داشت. زمین را خشك و مرده می‌بینی اما زمانی كه باران را بر آن بفرستیم به حركت می‌آید و رشد می‌كند و انواع گیاهان زیبا را برویاند. این به خاطر آن است كه بدانید خدا حق است و مردگان را زنده می‌كند و بر هر چیز تواناست. و به راستی در رستاخیز شكی نیست و خداوند تمام كسانی را كه در قبرها آرمیده‌اند زنده می‌كند.

اخیراً علوم تأیید كرده اند كه تنها یك اسپرم از سه میلیون اسپرم (بطور متوسط) برای بارور كردن اووم (تخمك) مورد نیاز است و معنای آن، این است كه (یکیازسه میلیون )مقدار اسپرمها (مقداری بسیار ناچیز) برای باروری كافی است.

مراحل جنینی:

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ  ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَكِینٍ  ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آَخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ[ سورة المؤمنون: 12 - 14 ]

ما انسان را از عصاره ای از گل آفریده ایم . سپس او را به صورت نطفه ای در آورده ودر قرار گاه استوار جای میدهیم. سپس نطفه را به صورت لخته خونی،واین لخته خون را به شکل قطعه گوشت جویده ای،واین تکه گوشت جویده را بسان استخوان ضعیفی در میاآوریم،وبعد بر استخوان گوشت می پوشانیم،واز آن پس او را آفرینش تازه ای بخشیده وپدیده دیگری خواهیم کرد،والا مقام ومبارک خداوند است که بهترین اندازه گیرندگان وسازندگان است.

از نظر علمی:جنین در اولین مرحله، (معلق و آویزان) به دیواره  رحم آویزان است، از نظر شكل شباهت به زالو داشته و مانند زالو رفتار كرده  و خون می مكد،  و خونش را از جفت مادر خود تامین می كند.  و در سومین مرحله معنی آن لخته خون و خون  بسته است. در مرحله علقه، كه هفته سوم و چهارم بارداری است خون در عروق بسته شكل می گیرد. جنین با خصوصیت لخته خون (خون بسته) ظاهر زالو را به خود می گیرد.

در 1677، leeuwenhoekو Hammاولین دانشمندانی بودند كه سلول اسپرم (اسپرماتوروآ) را با میكروسكوپ مشاهده كردند. آنها براین تصور بودند كه سلول اسپرم مینیاتوری از انسان را در خود دارد كه با رشد در رحم تبدیل به نوزاد می شود كه به «تئوری شكافتن»theory)  perforation (مشهور بود.

هنگامیكه دانشمندان اورم (تخمك زن) را بزرگترین اسپرم (نطفه) یافتند افرادی چون De Grafگمان كردند كه مینیاتور جنین در تخمك قرار دارد. بعدها، در قرن 18 «تئوری میراث والدین» (biparentral inheritance) توسط Maupertuisارائه و گسترش یافت. تبدیل علقه به مضغه، به معنی چیز جویده شده؛ (اثر دندان بر آن مشخص است) یا خوردنی كوچكی كه در دهان می گذاریم همچون ‎آدامس. هر دو معنا از نظر علمی صحیح است. پروفسور مور یك قطعه موم لاستیكی را به اندازه و شكل جنین در مرحله مضغه درآورد و آنرا بین دندانها قرار داد و به شكل (مضغه) شد و آنرا با تصویر مراحل اولیه جنینی مقایسه كرد اثر دندانها آنرا بندبند نموده بود كه در حكم ستون فقرات (در ابتدای شكل گیری) است. مضغه به (عظام) استخوان تغییر شكل می دهد و استخوانها با گوشت یا ماهیچه ها پوشانده می شود.

 سپس خداوند آنرا به آفریده دیگر تبدیل می كند. پروفسور مارشال جانسون یكی از دانشمندان برجسته امریكا، و رئیس دپارتمان آناتومی و مدیر انستیتو Daniel  دانشگاه توماس جفرسون فیلادلفیا است كه درباره آیات قرآن مربوط به جنین شناسی از او سوال كردیم:

توصیف های مراحل جنینی موجود در قرآن نمی تواند تصادفی و اتفاقی باشد. احتمال دارد كه محمد صلی الله علیه وسلم یك میكروسكوپ بسیار قوی داشته ولی قرآن مربوط به 1400 سال پیش است در حالیكه میكروسكوپ قرنها بعد از محمد نبی صلی الله علیه اختراع شد و پروفسور جانسون با لبخند گفت كه البته اولین میكروسكوپ اختراع شده قادر نبود بیش از 10 برابر بزرگنمایی كند و تصویر آن هم واضح نبود.

بعد او گفت: هیچ ضدیت و مغایرتی با این حقیقت كه واسطه الهی در بیانات محمد صلی الله علیه در كار است، نمی یابم

.

براساس نظر دكتر مور، طبقه بندی مدرن مراحل تكامل جنینی كه در سراسر جهان به كار برده می شود چندان ساده و قابل فهم نیست چون این مراحل براساس عدد شناخته شده اند مانند مرحله 1، مرحله 2 ، ولی تقسیم بندی واضح قرآن برپایه تمایز و شكل، نمای  بسیار سهل و آسان مراحلی را كه جنین طی می كند بیان كرده است. این فازهای مختلف تكامل جنینی یك توصیف جذاب علمی را در  بردارد كه بسیار قابل فهم و كاربردی است،  همچنین آنچنانكه مراحل تكامل جنینی بشر در آیات زیر آمده است:
{أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَكَ سُدًى أَلَمْ یَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى } [القیامة :36- 39]

«آیا انسان گمان می‌كند به خود رها می‌شود؟ آیا نطفه‌ای از منی نبود كه در رحم ریخته شد و بعد به صورت علقه درآمد و آفرید و موزونش ساخت و او را از دو صنف نر و ماده قرار داد»

الَّذِی خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ فِی أَیِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ[الإنفطار:7- 8]

«آن خدایی كه تو را از هیچ خلق كرد و به صورتی تمام و كامل بیاراست و با اعتدال برگزید بهر صورتی كه خواست می تواند خلق كند»

جنین تا حدی شکل گرفته،تا حدی شکل نگرفته است:

در مرحله مضغه: اگر یك برش در جنین بدهیم و اركانهای داخلی را جدا كنیم خواهیم دید كه بیشتر آنها شكل گرفته اند در حالیكه بعضی از آنها هنوز كاملا مشخص نشده اند.

 بنابر نظر pro . Jahnson  اگر ما جنین را یك آفریده كامل بدانیم، فقط اعضایی راكه قبلا پدیدار شده اند، توصیف كرده ایم. در حالیكه هنوز آفریده و مخلوق كامل نیست و اگر جنین را یك آفریده كامل بدانیم، فقط اجزایی را كه هنوز پدید نیامده اند توصیف كرده ایم.

حال آیا این پدیده در خلقت كامل است یا ناقص؟ هیج توصیفی بهتر از توصیف و مرحله بندی قرآن در پدیده جنینی نیست.«تا حدی شكل گرفته و تا حدی شكل نگرفته»، همچنان كه در آیه زیر آمده است.

از نظر علمی، ما می دانیم كه در مرحله اولیه تكامل تعدادی سلول وجود دارند كه تمایز می یابند و تعدادی سلول هنوز غیر متمایز هستند و بنابراین بعضی از اعضاها شكل گرفته و بعضی هنوز شكل نگرفته اند.

حس بینایی و شنوایی:

اولین حسی كه در نمو جنین تكامل می یابد حس شنوایی است. جنین می تواند صداها را بعد از هفته بیست و چهارم بشنود. متعاقب آن،  حس بینایی تكامل می یابد و بعد از هفته بیست و هشتم، شبكیه چشم به نور حساس می شود. آیات قرآن نمو حواس در جنین را اینگونه بیان می كند.

{ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مَّا تَشْكُرُونَ{[السجدة : 9]

سپس آن را نیكو بیاراست و از روح خود در آن بدمید و شما را دارای گوش و چشم و قلب و هوش گردانید باز بسیار اندك شكر و سپاسگزاری حق می كنید.

{انّا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً بصیراً انّا هدیناه السِبیل امِا شاكراً و امِا كفوراً} [الإنسان :2-3]

«انسان را از اختلاط نطفه آفریدیم تا او را بیازماییم و شنوا و بینایش كردیم. راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد خواه ناسپاس.»

در این آیات حس شنوایی قبل از بینائی آورده شده است بنابراین توصیف قرآنی با كشفیات جنین شناسی جدید كاملا مطابقت دارد.

خلاصه:

بر خلاف آنچه كه تصور می شود وجود حقایق علمی در قرآن كاملا با علوم زیستی انطباق دارد و قرآن از طریق این آیه:}إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ} [آل عمران : 190]

«محققاً در خلقت آسمان ها و زمین و رفت و آمد شب و روز دلایلی روشن برای خردمندان است.»  همه بشریت را به تفكر در پدیده های جهان دعوت می كند.

شواهد علمی قرآن به وضوح اثبات می كند كه قرآن از جانب خداوند است. هیچ بشری قادر نبوده در 14 قرن قبل، كتابی را بوجود آورد كه حاوی آنچنان حقایق علمی عمیقی باشد كه قرنها بعد توسط بشر كشف شود.

قرآن یك كتاب علمی نیست بلكه كتاب نشانه ها و آیات است، این نشانه ها آدمی را برآن می دارد  تا هدف از خلقت خویش  و هماهنگ زیستن  با طبیعت را در یابد.

براستی قرآن پیام الهی، خالق و نگهدارنده جهان است و این پیام توحید، همان رسالت پیامبران  از آدم، موسی، عیسی تا محمد صلی الله علیه وسلم می باشد.

   


زمین شناسی در قرآن کریم

یکشنبه 28 شهریور 1389 نویسنده: رامین | نوع مطلب :زمین شناسی در قرآن کریم ،

جو ـــ ارتباط میان جو و زمین

وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِیهَا وَقَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِینَ ﴿۱۰﴾

الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ ﴿۳﴾ « و در زمین از بالای آن (از سطح آن) کوهها قرار داد، و درون آن را شایان نمود، و منابع و ثروتهای آن را در چهار روز (دوره) تعیین نمود. چیزیکه برای همه نیازمندان به آن بطور مساوی می رسد ـــ سپس به جو پرداخت که در آن زمان دود بود. به آن و به زمین گفت: خواسته یا ناخواسته با هم همکاری دوجانبه کنید. گفتند: ما خواست ترا پیروی می کنیم. به این ترتیب آنها را در دو روز (یا دو دوره) هفت جو نمود و به هر یک کار خاص آنرا وحی نمود». فصلت:10 ــ 12     «آن خدائیکه هفت طبقه (هفت لایه) جو روی همدیگر را آفرید».

واژه «سَماء» در اصل به معنی: "چیزی است که در بالا قرار گرفته (بالای سر قرار گرفته)، و به بالای هر چیزی سماء آن گفته می شود". و در معنی دوم خود از جمله به: سقف و آنچه در تصویر می بینیم اطلاق میشود. و در آیات به معنی «جو» بکار گرفته شده است. و «طباق»: بمعنی طبقه طبقه روی همدیگر است.

(واژه یوم در آیه احتمالاً به معنی زمان و دوره و مرحله بکار گرفته شده است. و اگر به معنی روز بکار گرفته شده باشد، در آن صورت معادل 1000 سال خواهد بود. این موضوع در آیه 47 سوره حج آمده است).

نکات آیات:

1ـــ جو در آغاز خود دودی بوده و در دو روز (یا دو مرحله) به شکل کنونی خود درآمده. 2ـــ جو هفت طبقه (هفت لایه) روی همدیگر است که هر کدام وظیفه خود را دارد. 3ـــ جو و زمین با هم همکاری دوجانبه می کنند. (در رابطه با مطالب دیگر آیه در بخشهای مربوط بخود آنها صحبت شده).

1ـــ جو در آغاز خود دودی بوده و در دو روز (یا دو مرحله) به شکل کنونی خود درآمده است:

روز اول یا مرحله اول جو:

کره زمین هنگام پیدایش خود مذاب بوده و رفته رفته سرد شده و سطح آن منجمد شده ولی در ابتدا ضخامت قشر سطح آن کم بوده، به این خاطر فعل و انفعالات درونی زمین میلیونها آتشفشان ایجاد و فعال کرده بوده است. و فعال بودن میلیونها آتشفشان نیز جو زمین را پر از دود و دودی می کرده است. با گذشت زمان و سردتر شدن زمین و ضخیم تر شدن قشر سطح زمین از آتشفشانها کاسته و کاسته شده است. و فعالیتها شدید خورشیدی بخش عمده ای از آن دودها را سوزانده و از محدوده زمین خارج کرده است.

روز دوم (یا مرحله دوم) جو:

در جای آن دودها و گـازهـای کـیـهـانی مرحله اول، یک جو دومی درست شد که از خود زمین می آمد، (چنانکه آیه مطرح می کند که زمین و جو قرار شده بوده که با هم همکاری کنند). در مرحله دوم جو فعالیتهای آتـشـفـشـانی شـدیـد رخ می دهد و زمین اندازه های زیادی از گازها از جـمـلـه: نیتروژن، امونیاک، دی اکسید کربن، متان و همینطور بخار آب را بیرون می ریزد. وقـتی دمای حرارت کاهش پیدا می کند بخار آب متراکم می شود، ابر درست می کند و باران می بارد و دریاچه و دریای اولیه ایجاد می شود. در عمق بیش از 10 متری آن آبها (یعنی پائـیـنترین عمق برای نفوذ اشعه خطرناک مـاوراء بنـفـش) گیاهان نخستین می رویند. گـیاهان در عمل فـتـوسـنـتـز اکـسیژن به هـوا پس می دهـنـد. در جو مولکولهای اکسیژن (O2) بوسیله اشعه فـوق بـنـفـش تجزیه شده و به اتمهای ساده تبدیل شده (O) و برخی از این اتمها با مـولکولهای اکسـیژن ترکیب می شوند و ازون (O3) را تشکـیـل می دهند. و به این ترتیب جـو شکل می گیرد.

 

2ـــ جو هفت طبقه (هفت لایه) روی همدیگر است که هر کدام وظیفه خود را دارد:

جو زمین از جنبه های گوناگون به طبقات گوناگون تقسیم می شود. مثلاً از نظر گرما آنرا به پنج طبقه تقسیم می کنند. قرآن آنرا از نظر کار و وظیفه به هفت طبقه تقسیم می کند. تقسیم بندی مورد نظر قرآن می تواند بترتیب زیر باشد:

1) تروپوسفر ( تروپو بمعنی متغیر است و اسفر بمعنی گرد و دایره و منطقه): این طبقه طبقه آب و هواست. ابر، باد، رعد، برق، باران، برف، مه و طوفان در این طبقه است.

2) استراتوسفر: طبقه ای است آرام و تهی از بخار آب و طوفان و دگرگونیها، و بدلیل خشکی آن معمولا ابر در آن درست نمی شود، از گسترش یافتن و پخش شدن طوفانها در تروپوسفر جلوگیری می کند و برای پرواز هواپیماها مناسب است.

3) ازونسفر: طبقه گاز ازن. این گاز نود و نه درصد از اشعه ماوراء بنفش که از خورشید میآید و برای زندگان در روی زمین خطرناک و کشنده است را می مکد.

4) مزوسفر: در این طبقه اجرام آسمانی که از فضا می آیند بدلیل داشتن سرعت بسیار در اصطکاک با جو داغ شده و می سوزند و خاکستر آنها به زمین می رسد. اگر بزرگ باشند فرصت نمی کنند کاملاً بسوزند و خاکستر شوند به این خاطر بخشی از آنها تا زمین رسیده و بر زمین سقوط می کنند.

5) یونوسفر: در خود به سه طبقه تقسیم میشود و مسئولیت انعکاس امواج را دارد هم امواجی که از زمین می آیند و هم امواجی که از خورشید می آیند. همینطور اشعه خطرناک ایکس و بخشی از اشعه ماوراء بنفش قوی را می مکد.

6) ترموسفر: اشعه قوی ماوراء بنفش (که XUV یا EUV نامیده می شود) را می مکد. و در این طبقه ذرات هوا بار دار می شوند (بار الکتریکی می گیرند).

7) اکسوسفر:  ذرات در این طبقه نسبت به طبقات پائینی خیلی کم است و این امکان حرکت سریع به آنها میدهد و این بنوبه خود امکان بیرون رفتن از جاذبه زمین به برخی از آنها می دهد. و بیرون رفتن ذرات از زمین نیز برای کم شدن از حجم و وزن زمین ضروری است.  در این طبقه ماهواره هائی نیز گردش می کنند.

 

3ـــ جو و زمین با هم همکاری دوجانبه می کنند:

اگر نسبت دی اکسید کربن در هوا زیاد شود بخش زیادی آن خود را در سطح آبها و در آب باران حل می کند و اکسیژن ضعیف درست می کـند. وقتی باران می بارد و رودخانه راه می اندازد، اکسیژنِ کوههای زمین را تحلیل می برد. و دی اکسید کربن در آب به بی کربنات تبدیل می شود کـه دسـت آخر به دریا برده می شود.

ــــ دامها گاز متان تولید می کنند و به جو می دهند. شالیزارها نیز گاز متان به جو پس می دهند.

دشت نواحی قطبی دی اکسید کربن (co2) از جو می گیرد و متان و دی اکسید کربن (co2)  را به آن پس می دهد.

ــــ در نورِ روز درختان دی اکسید کربن (co2) از جو میگیرند و اکسیژن و به جو پس می دهند. و در شب گیاهان اکسیژن مصرف می کنند و دی اکـسـید کربن (co2) پس می دهـنـد. هـمـیـنـطـور وقـتی گـیاهان بخشی از خود را می میرانند دی اکسید کربن(co2) استفاده می کنند که این دی اکسید کربن وقـتی گیاهان می پوسند از آنـهـا آزاد می شود

 

ــــ از جمله حیوانات و انسانها از جو اکسیژن می گیرند و دی اکسید کربن (co2) به آن پس می دهـند.

دریاها اندازه های زیادی  دی اکسید کربن (co2)  را از جو می مکند و بخار آب و بخشی از آن دی اکسید کربن را در نواحی استوائی به جو پس می دهند.

 

ماه و خورشید در طبقات جو و بیرون از آن

أَلَمْ تَرَوْا كَیْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ﴿۱۵﴾

وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا ﴿۱۶﴾

« آیا نمی بینید خدا چگونه هفت (لایه) جو روی را همدیگر آفرید، و ماه را در آنها تابشی گردانید و خورشید را چراغی روشنگر».

(در ابتدای این بخش با معنی و کاربردهای واژه سماء آشنا شدیم. سبع سماوات در این آیه بمعنی طبقات جو است.   «طِباق» بمعنی: بصورت طبقه طبقه روی همدیگر بودن است ـــ « نور» بمعنی: تابش و روشنائی بازتابی است ـــ و « سِراج » بمعنی: چراغ روشنگر).

آیه 16 می گوید: و ماه را در آنها (یعنی در طبقات جو) تابشی گردانید و خورشید را چراغی روشنگر، این به این معنی است که ماه بیرون از طبقات جو تابنده نیست و خورشید نیز بیرون از طبقات جو چراغی روشنگر نیست:

همانگونه که آیه میگوید، ماه در طبقات جو بدلیل بازتاب نور آن توسط ذرات گاز و بخار و خاک و غیره تابش دارد و تابان است.  ولی بیرون از طبقات جو ماه تابنده نیست و فضا تاریک و سیاه است، چون چیزی وجود ندارد که نور آنرا بازتاب بدهد. و ما فقط خودِ ماه را می توانیم ببینیم.

همینطور خورشید نیز چنانکه آیه می گوید در طبقات جو بدلیل بازتاب پرتو آن در ذرات گاز و بخار و خاک و غیره چراغی روشنگر است و فضای طبقات جو را روشن می کند، ولی بیرون از طبقات جو خورشید چراغی روشنگر نیست و جائی را روشن نمی کند و فضا تاریک و سیاه است، چون چیزی وجود ندارد که نور آنرا بازتاب بدهد. شب هنگام نیز  پرتو خورشید در فضای بالاتر از طبقات جو وجود دارد ولی فضا را روشن نمی کند.

 

سـقـف بـودن جـو

 

وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیَاتِهَا مُعْرِضُونَ ﴿۳۲﴾

« و جو را سقـفی حـفـظ کننده قـرار دادیم»!

نکته آیـه: جو مانند سقف حفظ کننده درست شده:

ـــ همیشه از طرف فضا سنگهای آسمانی بطرف زمین می آیـد، جو آنها را می سوزاند، و آنها ضمن چند ثانیه درخشیدن به پودر تبدیل می شوند و کم کم بدون اینکه دیده شوند به زمین می ریزند.

ـــ جو امواج رادیوئی را بطرف زمین برمی گرداند.

ـــ خورشید انواع واقسام امواج و انرژی از خود ساطع می کـند. قـشر گاز اُزون جو که در ارتفاع میان 30000 تا 40000 متر قـرار دارد، از به زمین رسیدن اشعه ماوراء بـنـفـش کـه می تواند خیلی از موجودات زنده را بکشد جلوگیری می کند.

ـــ قشر جو مانع از بیرون رفتن بخار آب می شود.

ـــ قـشـر دی اکسید جو گرمای زمین را در جو زمین نگه می دارد و فـقـط قسمت ناچیزی از گرما از آن به خارج از جو نفوذ می کند. در صورت نبود ایـن قـشر گرما از محدوده زمین خارج می شود و جو زمین 50 درجه سردتر از آنچه هـست می شود. به این ترتیب جو مانند یک سقـف ما را حفـظ می کند.

 

دچار سینه تنگی و خـفـقـان شدن با افـزایش ارتفاع

فَمَن یُرِدِ اللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء كَذَلِكَ یَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ ﴿۱۲۵﴾

«به این ترتیب وقـتـی خـدا بخـواهـد کسی را راه ببرد سـیـنه وی را برای اسلام باز می کند، و هر که را بخواهد بحال خود رها کند سینه وی را تنگِ خفه کننده می کند، چنانکه گوئی که دارد در جو بالا و بالاتر میرود. به این ترتیب خدا بر کسانیکه ایمان نمی آورند زشتی و پلیدی زننده می گذارد».

نکـتـه آیه: کسیکه در جو بالا و بالاتر برود دچـار احساس سـیـنـه تـنـگـی خـفــقـان آور می شود:

آیه وضعیت کسیکه اسلام را خوش نمی دارد، وضعیت وی در بـرخورد با اسلام را به وضعیت کسی تشبیه میکند که رفته رفته در جو بالا و بالاتر می رود و دچار سینه تنگی خفه کننده می شود.

از سطح دریا تا ارتفاع 3000 متر اکسیژن به اندازه کافی وجود دارد و انسان می تواند بطور عادی و طبیعی تنفس و زندگی کند.  از ارتفاع 3000 متر به بالا اکسیژن به اندازه کافی وجود ندارد و فشار جو کاسته می شود. از آنجا که میان فشار جو بر بدن و فشار خون و مایعات بدن تعادل و توازن وجود دارد، از ارتفاع 4500 یا 4800 متری به دلیل کمبود اکسیژن و پائین بودن فشار جو انسان دچار تنگی نفس می شود. چنانچه بالا رفتن را ادامه بدهد، از ارتفاع 7500 متری به بالا احساس تنگی نفس وارد مرحله خفه شدن می شود. به ارتفاع 15000 متری که برسد توان تحمل پائینی فشار جو و کمبود اکسیژن را ندارد و در صورت نداشتن پوشاک و امکانات ویژه فضا بیهوش شده و می میرد.  به این ترتیب چنانکه در آیه آمده کسیکه در جو رو به بالا می رود به نقطه سینه تنگی خفه کننده می رسد. و خداوند همین وضعیت را برای سینه کسانیکه با دین درمی افتند پیش می آورد و آنرا رجس می نامد و رجس بمعنی: زشتی و پلیدی زننده و فرومایه گانه است.

   


 

برای دانلود با فرمت wmv کلیک کنید.

برای دانلود با فرمت 3gp کلیک کنید.

لطفا این فیلم را در موبایل خود قرار داده و با استفاده از bluetooth به همه ی کسانی که می شناسید بفرستید.

برای دانلود با فرمت mp3 کلیک کنید.

با تشکر ویژه از آقای امین مدیر وبلاگ مجازی ها به خاطر در اختیار گذاشتن این برنامه ها.

لطفا دوستانی که فرزند کوجک یا نوجوان در خانه دارند به بخش های اول این فایل توجه کنند.

   


در قرآن مجید در لابلای آیات مربوط به نشانه های توحید و همچنین دلایل معاد اشارات بسیار پر معنایی به مساله آفرینش انسان از نطفه و سپس تطورات جنین آمده است که بعضی از آنها را می توان در زمره معجزات علمی قرآن شمرد، از جمله در آیه دوم سوره انسان می خوانیم:
" إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعَا بَصِیرًا: ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را می آزماییم پس او را شنوا و بینا قرار دادیم ".

«نطفه» در لغت به معنی آب صاف، یا به معنی آب کم است.
و «امشاج» به معنی شی مخلوط است، در اینکه این نطفه ازچه چیز مخلوط است مفسران احتمالات گوناگونی داده اند، گاه آن را اشاره به ترکیب نطفه انسان از «اسپرم» و «اوول» دانسته اند و گاه اشاره به ترکیب از استعدادهای مختلف از نظر جسمانی یا روحانی (زشت و زیبا، باهوش و کم هوش و...) ذکر کرده اند، و گاه اشاره به ترکیب نطفه انسان از مواد مختلفی از فلزات و شبیه فلزات می دانند.

البته اینها خوب است، و شاید برای زمان خود بهترین تفسیر بوده ولی دقیقا منطبق بر معنی آیه نیست، زیرا اولاً «امشاج» جمع است و اطلاق آن بر دو چیز (اسپرم و اوول) خلاف ظاهر است و ثانیاً وجود استعدادهای مختلف در اشخاص جداگانه، با معنی امشاج، سازگار نیست و همچنین ترکیب نطفه از انواع فلزات و شبه فلزات نیز مناسب به نظر نمی رسد زیرا این امر منحصر به نطفه نیست، تمام موجودات آلی اعم از انسان و گیاه و انواع غذاها، ترکیبی هستند از این مواد، به علاوه واژه «نطفه» در آیات متعددی از قرآن، به خصوص نطفه مرد اطلاق شده، مثلاً در آیه 37 سوره قیامت می خوانیم: " الم یک نطفة من منی یمنی: آیا او از نطفه ای از منی که در رحم ریخته می شود نبود؟ "

ولی با پیشرفت علم و گسترش تحقیقات دانشمندان، امروز این معنی به ثبوت رسیده است که این قطرات ناچیز منی که تعبیر دیگرش «نطفه» است، از آبهای متعددی که غدد دست به دست هم می دهند تا منی را بسازند، و آنها عبارتند از: دو غده به نام «بیضه» که در کیسه های تخمی نزدیک غده «پروستات» قرار دارند، و دیگری خود غده «پروستات» است، و همچنین غده های «کوپر» و «لیتره» که در کنار مجاری ادار قرار دارند.
این دانشمند فرانسوی، معتقد است تعبیر به «امشاج» که در قرآن وارد شده، اشاره به همین نکته دقیق است که هنگام نزول آیات قرآن از چشم جهانیان و دانشمندان آن عصر، پوشیده و پنهان بوده است.

قابل توجه اینکه: در ذیل آیه فوق، می فرماید: « ما او را شنوا و بینا قرار دادیم » (فجعلناه سمیعا بصیرا) یعنی نعمت گوش، قبل از نعمت چشم بیان شده است، ممکن است به این دلیل باشد که به گفته دانشمندان، اولین حس نوزاد که به کار می افتد، همان حس شنوایی است، که درهمان روزهای اول آماده گرفتن صداها می شود، بلکه قبل از آن در عالم جنین نیز فعالیت محدودی دارد، ولی چشم مدتی بعد از آن (شاید دو هفته بعد) آمادگی دیدن پیدا می کند زیرا چشمان بسته در محیط تاریک رحم، هیچ گونه آمادگی برای مشاهده امواج نور را ندارد، و به همین دلیل چشم نوزاد، مدتی بعد از تولد نیز بسته است تا تدریجا به نورعادت کند.

از سوی دیگر درآیه 20 تا 23 سوره مرسلات می فرماید: الم نخلقکم من ماء مهین – فجعلناه فی قرار مکین – الی قدر معلوم – فقدرنا فنعم القادرون: « آیا شما را از آبی پست و ناچیز نیافریدیم، سپس آن را در قرار گاهی محفوظ و آماده قرار دادیم – تا مدتی معین – ما قدرت بر این کار را داشتیم – پس قدرتمند خوبی هستیم».

دانشمندان جنین شناسی، امروز با مطالعات و مشاهدات دقیقی که از طریق فیلمبرداری های زنده از تحولات جنین به عمل آمده به این نکته رسیده اند که ترکیب اسپرم با اوول در بیرون رحم ودهلیزهای منتهی به آن صورت می گیرد، و بعد نطفه منعقد شده به سوی قرارگاه اصلی که رحم است پیش می رود، و بر دیواره آن می چسبد، در آیه فوق نیز به وضوح این معنی دیده می شود. نخست از آفرینش انسان سخن می گوید، سپس از قرار گرفتن او در قرارگاه رحم ( توجه داشته باشید که «ثم» در لغت عرب معمولا برای ترتیب با مقداری فاصله به کار می رود) و به این ترتیب چیزی که از چشم همه دانشمندان در آن عصر و قرنهای بعد مستور بوده به وضوح در قرآن آمده است.

تعبیر به «قرار مکین» (جایگاه امن و امان) نیز تعبیری است بسیار پرمعنی، که مسلما ابعاد آن در آن زمان ناشناخته بوده است و امروز ما می دانیم که چه نکات مهمی در آفرینش «رحم» به کار گرفته شده است که آن را به صورت مطمئن ترین جایگاه برای جنین در آورده است.

گذشته از پرده های سه گانه ای که از هر سو، جنین را احاطه کرده (پوست شکم مادر، ساختمان رحم، کیسه مخصوصی که جنین درون آن قرار دارد) هر جنینی در میان کیسه ای که اطراف داخل آن را آب لزجی فرا گرفته شناور است، و تقریبا در یک حالت بی وزنی بدون اتکاء بر چیزی، در آنجا قرار دارد، و بسیاری از ضربه هایی که از اطراف بر بدن مادر وارد می شود برای او قابل تحمل است، چرا که در واقع ضربه ها برهمان «کیسه آب» وارد می شود، نه مستقیما بر خود جنین و به تعبیر دیگر آن کیسه و محتوای آن را می توان یک دستگاه ضد ضربه نامید که مانند فنرهای نرم اتومبیل ضربه های سنگین موجها و دست اندازهای جاده را خنثی می کند، و از این گذشته نمی گذارد اعضای بدن جنین روی هم فشار بیاورد زیرا این فشار برای آن جسم لطیف ، مسلما زیان آور است.

به علاوه سرما و گرمای خارج به آسانی به جنین منتقل نمی شود زیرا ناچار است از آن کیسه مملو از آب بگذرد و طبعا تعدیل می شود و به جنین می رسد، و گرنه ممکن بود با یک حمام گرفتن مادر با آب سرد یا گرم، وضع جنین به کلی مختل شود.
و با توجه با این امور است که مفهوم «قرار مکین» (جایگاه مطمئن و آرام) بر ما کاملا آشکار می گردد. نه تنها جنین جایگاه امن مناسبی در رحم دارد، بلکه این امنیت و ایمنی در مراحل تولد نیز ادامه دارد، و به گفته بعضی از مفسران جدید، آن ماده سیال مخصوصث که جنین در آن شناور است، به هنگام تولد، سبب توسعه دهانه رحم و حتی ضد عفونی کردن مجرای عبور جنین می شود تا به راحتی و در نهایت امنیت از مجرایی که معمولا آلوده به انواع میکربها است بگذرد و سالم به دنیا آید.

این نکته نیز شایان اهمیت است، که قرآن مجید هنگامی که سلسله مراحل تکاملی جنین را بازگو می کند، در آیه 14 سوره مومنون می فرماید: " ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَمًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لحَْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الخَْالِقِین‏: سپس «نطفه» را به صورت «علقه» (خون بسته") و«علقه» را به صورت «مضغه» (چیزی شبیه گوشت جویده) و «مضغه» را به صورت «استخوانهایی» در آوریم، سپس بر استخوانها «گوشت» پوشاندیم، و از آن پس آن را آفرینش تازه ای دادیم، پس بزرگ و پربرکت است خدایی که بهترین خلق کنندگان است "!

جالب این است که علم جنین شناسی، امروز ثابت کرده که وقتی جنین مرحله علقه و مضغه را پشت سر گذاشت، تمام سلولهای آن تبدیل به سلولهای استخوانی می شود، و بعد از آن تدریجاً عضلات و گوشت روی آن را می پوشاند (این معنی با فیلمبرداریهای دقیق و پرهزینه ای که از تمام مراحل جنین به عمل آمده، نیز به ثبوت رسیده است) و این دقیقا همان چیزی است که درآیه فوق آمده که می فرماید: «مضغه را تبدیل به استخوان می کنیم، سپس لباس گوشت بر استخوانها می پوشانیم» و این یکی از معجزات علمی قرآن مجید است، چرا که در آن روز چیزی به نام علم «تشریح جنین» وجود نداشت، مخصوصا در حیطه جزیره عربستان که از ساده ترین مسائل علمی نیز خبری نبود.

   


تَنزِیلًا مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ﴿۴﴾

[کتابى است] نازل شده از جانب کسى که زمین و آسمانهاى بلند را آفریده است (۴)

سوره ی مبارکه طه آیه ی ۴

اریک فون دانکین در کتاب ارابه ی خدایان خود می نویسد: در مسافتی حدود ۵/۱ میلیون سال نوری تقریبا ۲۰ کهکشان وجود دارد(یک سال نوری عبارت است از مسافتی که نور یک سال طی می کند ۱۸۶۰۰۰*۶۰*۲۴*۳۶۵)و باز این ستارگان در برابر هزاران کهکشان پیچیده ای که تلسکوپ نشان می دهد قایل مقایسه نیست.

هارلو شاپلی ستاره شناس معمولی از روی محاسباتی که انجام داد حدس زد که

۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ستاره در برد دید تلسکوپ های امروزی قرار داشته باشد.

نخستین تصویر از کل کائنات که توسط تلسکوپ‌ اروپایی «پلانک» گرفته شده به تازگی منتشر شده است.
این تلسکوپ‌ ماهواره ای که 600 میلیون یورو هزینه برداشته، سال گذشته توسط سازمان فضایی اروپا (اسا) پرتاب شد.
این ماهواره تقریبا یک میلیون مایل به درون فضا فرستاده شده تا اطلاعاتی را درباره منشاءهای کائناتی ثبت کند.
وظیفه رصدخانه پلانک بررسی سن، محتویات و تکامل کیهانی به واسطه مطالعه روی حرارتی است که از پدیده بیگ بنگ (انفجار بزرگ) بر جای مانده است.
این رصدخانه در حال حاضر تصویر کاملی از آسمان را ارائه کرده است.
این تصویر اجرامی را فراتر از زمین نشان می‌دهد که به وسیله ابزار حساس به نور در طول موج های بسیار بلند، قابل رویت هستند.
مهمترین بخش این تصویر، قسمت های بزرگی از کهکشان‌ راه شیری ما است.
همچنین خط افقی درخشانی که از وسط تصویر عبور کرده صفحه اصلی کهکشانی و جایی است که خورشید و زمین قرار دارند.
دانشمند‌ان در نظر دارند که چندین سال به تجزیه و تحلیل این تصویر بپردازند تا دریابند کائنات چگونه به شکل ظاهری فعلی خود در آمده است.

فاصله های سیارات منظومه ی شمسی برای مسافرت کردن:

از زمین تا ماه                                                         9 ساعت
 از زمین تا زهره                                                        43 روز
 از زمین تا زهره                                                        82 روز
 از زمین تا مریخ                                                         95روز
 از زمین تا مشتری                                                       5 ماه
(ژوپیتر)                                               یکسال و نه ماه و 15 روز
 از زمین تا زحل (که دارای کمربند است)     3 سال و هفت ماه و 15 روز
 از زمین تا اورانوس                                           7 سال و 8 ماه
 از زمین تا نپتون                                                      12 سال
 از زمین تا پلوتو                                                       16 سال
 از زمین تا نزدیکترین ستاره ی ثابت                       120 هزار سال


کهکشان راه شیری ، کهکشانی مارپیچی است که شامل حدود 500 میلیارد ستاره است. این کهکشان حدود 10 میلیارد سال پیش ، از یک ابر عظیم گاز و غبار تشکیل یافت. در قسمت مرکزی کهکشان راه شیری هسته‌ای کروی قرار دارد که ممکن است شامل یک حفره سیاه نیز باشد. هسته توسط گروهی از دنباله‌های مارپیچی در برگرفته شده است. این دنباله‌ها از ستاره‌های فروزان تازه شکل یافته تشکیل شده‌اند. هسته و قرص کهکشان با هاله‌ای از ستاره‌هایی با طول عمر بسیار زیاد ، در بر گرفته شده‌اند.

قطر هسته یک کهکشان در حدود 10000 سال نوری است. قسمت احاطه کننده هسته دارای قطری برابر با 100000 سال نوری و ضخامتی برابر با 1000 سال نوری است . هاله کهکشان دارای قطری تا 50000 سال نوری است. منظومه شمسی (شامل ابر اوپتیک-اورت) با عرضی برابر با سه سال نوری نسبتا کوچک به نظر می‌رسد. خورشید با سرعتی حدود 220 کیلومتر (135 مایل) در ثانیه ، مرکز کهکشان را در مدت زمانی حدود 250 میلیون سال دور می‌زند. تا کنون خورشید 15 تا 20 دور به گرد هسته کهکشان چرخیده است.

لحظه ای بی اندیشیم اگر محمد(ص) یک عرب معمولی بود و خود قرآن را نگارش کرده بود چگونه نکته ی دیدش به قدری بود که حتی می دانست کائنات دارای چه وسعت بزرگی است؟

در حالی که در روزگار آن دوران نجوم به شکل ضعیف در جهان متداول بود و در شبه جزیره ی عرب اصلا رایج نبوده است؟
سوال دوم علم امروز ثابت می کند جهان از هیچ آفریده شده چگونه کائنات به این بزرگی از هیچ بوجود آمده است؟

   


سقف محافظ در قرآن کریم

پنجشنبه 25 شهریور 1389 نویسنده: رامین |

 

   


   


طبقه بندی


آرشیو


پیوندها


پیوندهای روزانه


هنگامی که آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رز(گلگون) درآید(سوره ی الرحمن آیه ی 37)  

  


 "و آسمان را قدرت برافراشیتم و هر آینه ما گسترش دهنده ایم" (سوره الذاریات – آیه 47)  

ما آسمان ها را با قدرت خود بر افراشتیم و آن را وسعت می دهیم.(سوره یوسف آیه ی 54 ) 

کشف شده در قرن بیستم توسط ادوین هابل 

  


 همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه می‌دارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمی دارد- آیه 41 سوره فاطر

  


سوگند به ستاره آنگاه که فرو می افتد. 

سوره ی نجم آیه ی 1  

 برای مشاهده ی بحث معجزات علمی قرآن در علم نجوم کلیک کنید. 

 تصاویر گرفته شده از سطح ماه نشان می دهد که شق القمر واقعیت دادرد.

 

 

برای مشاهده ی بقیه ی عکسها کلیک کنید

 

خـدا آن است که هـفـت آسمان را آفـریـد و از زمـیـن نـیـز چیزی مانـنـد آنهـا".طلاق 12

  

 

برای ورود به بحث معجرات علمی قرآن در زمین شناسی کلیک کنید. 

«انـسان از چیز عَـجَـل واری آفریده شده است. آیات خود را "در آینده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ایـن بیتابی نکنید».انبیا 37

 

 برای مشاهده ی مبحث معجزات علمی قرآن در

آیا زمین را جایگاه گرفتن و جذب قرار ندادیم؟?? سوره‏ی مرسلات  

 

درباره وبلاگ

بی گمان پروردگارت در کمینگاه است.

اما انسان، هنگامی که پروردگارش او را می­آزماید و گرامی میدارد و نعمت می­بخشد، شاد و مغرور
می­شود و می­گوید: پروردگار مرا گرامی داشت.

اما چون او را به بلا و محنت می­آزمایدو روزی اش را برای او تنگ می­گیرد، بی­صبری و ناسپاسی
می­کند و می­گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است.

(فجر14_16)
رامین

برای همایت از ما این لوگو را در وبلاگ های خود قرار دهید.

 

 

  

 

دکتر فریدون صحافی


آرشیو فایلها


نویسندگان


صفحات جانبی


نظرسنجی

    آیا شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟






آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات